دیستوپیای اورولی یا پساآخرالزمانی مک‌کارتی-طور؟

تصور کنید خشک‌سالی رخ داده است. همه چیز خشک شده و آب در دسترس نیست. البته که هست ولی در اختیار عده‌ای خاص؛ عده‌ای محدود. آب را نگه داشته‌اند. کسی که آب در اختیار داشته باشد صاحب همه است. برق برای مردم عادی نیست اگر میخواهی برق داشته باشی باید هرچه ما می‌گوییم انجام دهی. این یک پساآخرالزمانی مک‌کارتی-طور است یا یک دیستوپیای اورولی؟

برای اینکه بدانید دیستوپیای اورولی چیست ابتدا بیایید ببینیم جورج اورول کیست.

جورج اورول کیست

جورج اوروال رمان نویس اهل انگلیس بود. دو رمان او به شدت معروف و محبوب هستند که در ایران نیز طرفدارهای خودش را دارد. احتمالا شما نیز این کتاب‌ها یا یکی از آن‌ها را خوانده‌اید.

رمان مزرعه حیوانات درمورد حیوانات مزرعه‌ای است که بر ضد صاحب آن، که یک انسان است انقلاب می‌کنند. ولی کم کم خوک‌ها جای انسان‌ها را میگیرند و در آخر داستان می‌بینیم که خوک‌ها چنان همانند انسان رفتار می‌کنند که دیگر قابل تمیز دادن از انسان‌ها نیستند.

رمان ۱۹۸۴

این رمان در مورد حکومتی تمامیت خواه است که حتی در مورد خوراک، پوشاک و رفتارهای عاطفی مردم نیز محدودیت اعمال می‌کند. همه جای کشور را از عاطفه و محبت تهی کرده است. همه چیز رنگ و بوی خیانت و بی‌اعتمادی می‌دهد و هرکسی دیگری را می‌فروشد.

آزمایش قورباغه آرام-پز در پساآخرالزمان

اگر قورباغه‌ای را در آب با دمای بالا بیاندازید قورباقه به بیرون می‌جهد و فرار می‌کند. ولی اگر همان قورباغه را در آب سرد بگذارید و دمای آب را کم کم بالا ببرید، قورباغه متوجه افزایش دمای آب نمی‌شود. هنگامی متوجه می‌شود که آب بیش از حد گرم شده است. قورباغه دیگر فلج شده و توانایی از آب بیرون پریدن را ندارد.

اگر فاجعه آخرالزمانی عصر حاضر، سریع رخ می‌داد؛ مانند انفجار بمب اتم و نیمی از دنیا را ویران می‌کرد؛ در آن صورت همه برای جلوگیری از این فاجعه و نجات جان خود اقدام کرده و چاره‌ای پیدا می‌کردند.

ولی اکنون می‌بینیم که در جوامعی که محدودیت‌های بیشتری شامل حال افراد می‌شده است بهتر و راحت‌تر با کرونا ارتباط برقرار کرده‌اند. در مواردی حدی این بیماری را نادیده می‌گیرند زیرا اصلاً توانایی درک اوضاع را ندارند.

شاید بهتر است دقت بیشتری به دمای آب کنید و همیشه از خود سؤال کنید که آیا این آبی که در آن آرمیده‌اید آیا بی خطر است؟

من چه کنم؟

کاری از دست شما بر نمی‌آید جز اینکه بدانید. جز اینکه اطلاعات خود را بیشتر کنید و از هر روشی که می‌توانید دیگران را آگاه کنید. البته که وظیفه شما آگاهی رساندن به مردم نیست. ولی اگر دوست دارید به دیگران سود برسانید آن‌ها را از شرایط موجود آگاه کنید.

دیگران را آگاه کنید که دیگر به دنبال سراب‌های پوچ نگردند. خودتان را آگاه کنید تا هر چه کمتر در گردبادهای مینیاتوری گیر بیوفتید.
اکنون نوبت شماست. در کامنت‌ها به ما بگویید به نظر شما جامعه ما یک دیستوپیای اورولی است؟ یا یک آخرالزمان مک‌کارتی-طور یا … ؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.