زندگی کارمندی خوب است یا بد

زندگی کارمندی خوب است یا بد؟ اصلاً باید این مدل زندگی کنیم یا نه. کارمندی یعنی اینکه زیر نظر شخص دیگری به نام کارفرما مشغول به کار باشی. در این مقاله قرار نیست به این نتیجه برسیم که کارمندی خوب است یا بد. کارمندان موظف هستند سر ساعت خاصی در محل کار حاضر شوند و …

زندگی کارمندی خوب است یا بد ادامه »

وقتی محتوا را هورت می‌کشم

صبح است. اولین لحظات روز را با نوشتن روی کاغذ آغاز می‌کنم. می‌خواهم لحظات بعد از آن را مانند کفتار گرسنه به سمت هر نوشته‌ای که وارد می‌شود بو بکشم. و سپس محتوا را هورت می‌کشم. شاید به این راحتی‌ها نباشد و لازم باشد برای رسیدن به آن‌ها کمی بیشتر از قوه‌ بویایی‌ام کار بکشم. …

وقتی محتوا را هورت می‌کشم ادامه »

در مورد عمل‌گرایی

موضوع امروز در مورد عمل کردن و عمل‌گرایی است. کلمه عمل را میتوان به صورت‌های گوناگونی ترجمه کرد. عمل یعنی انجام دادن کاری. یا شاید هم یعنی عمل جراحی که آن هم نوعی عمل است. ولی به هر حال مخفف همین عمل جراحی است. ولی در هر صورت می‌توان معنای مصطلح کاری را انجام دادن …

در مورد عمل‌گرایی ادامه »

کلیشه‌های جنسیت زده

قبل از اینکه به کلیشه‌های جنسیت زده بپردازیم، لازم است این را بپذیریم که همه ما انسان هستیم. چه مرد و چه زن. هرکدام شخصیت مختص به خود را داریم. با توجه به پیچیدگی ذاتی انسان، هیچ دو انسانی را نمی‌توان یافت که ویژگی‌های شخصیتی دقیقاً مشابهی داشته باشند. حتی دوقلوهای همسان نیز در ویژگی‌های …

کلیشه‌های جنسیت زده ادامه »

از «سوپ قلم نویسنده» تا «افراد با واکنش‌پذیری بالا»

مدتی پیش به منزل یکی از دوستان نویسنده دعوت شده بودیم. نزدیک ظهر بود و قرار بود ناهار سوپ قلم نویسنده باشد. ما هم از همه جا بی‌خبر شکم‌هایمان را حسابی صابون زده بودیم که پس از مدت‌ها رنگ گوشت و لااقل عطر گوشت یا استخوان را در غذایی خواهیم شنفت. به همین جهت حسابی …

از «سوپ قلم نویسنده» تا «افراد با واکنش‌پذیری بالا» ادامه »

یاد بگیریم شکست بخوریم

به عنوان نویسنده و هنرمند نیاز است بدانیم که شکست کجای کار ما قرار دارد. آیا باید شکست بخوریم. آیا نباید شکست بخوریم؟ اصلا شکست یعنی چه؟ برای یک هنرمند شکست‌ به معنای پیروزی است. حتما روزهایی را به خاطر دارید که بخاطر شکست‌هایتان چشمانتان پر از اشک شده باشد. یا فشار در قفسه سینه …

یاد بگیریم شکست بخوریم ادامه »

یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به همسایه

بیا و یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به همسایه. احتمالاً جملات زیر برای شما آشنا هستند. حالا این رشته رو برو. این چند سال رو هم درس بخون. این مدرک رو هم بگیر. حالا ازدواج کن. حالا بچه‌دار شو. به قول دکتر هولاکویی روزهایی می‌رسد که ما حتی نمی‌توانیم به راحتی تا …

یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به همسایه ادامه »

ما همه همینیم که هستیم

ما همه همینیم که هستیم. هر روز کوهی از نوشته‌های نصفه و نیمه از خود به جای می‌گذاریم. کوهی از کتاب‌های نیمه خوانده شده در قفسه‌ها داریم. همیشه اطرافیانم به شوخی به من می‌گویند که تو به تنهایی عامل از بین بردن جنگل‌ها هستی. صد فایل در فولدر بعداً ویرایش شود. آنقدر کنار هم جمع …

ما همه همینیم که هستیم ادامه »

اثبات وجود خدا

بسیاری از چیزهای که همیشه نگران آنها هستیم، نه وجود دارند و نه وجود آنها تاثیری بر زندگی ما دارد. اما همه روزه، در مورد آن‌ها بحث می‌کنیم. به دنبال قانع کردن دیگران هستیم. خود و دیگران را عذاب می‌دهیم. هر روز و هر ساعت در هر گوشه‌ای بحث اثبات وجود خدا است. آیا وجود …

اثبات وجود خدا ادامه »

دوست دارم ننویسم

دوست دارم ننویسم. دوست دارم انگشتانم روی کی‌بورد نچرخد. دوست دارم قلم در دستانم نرقصد. در واقع نمی‌خوام بنویسم. هر چقدر دوست دارم بنویسم، همانقدر از نوشتن متنفرم. نمی‌دانم این چه حسی است. کاش می‌شد کمی روی خود گرد پیری بپاشم. کاش می‌شد چند سال مرخصی بگیرم و بخوابم. کاش می‌شد در آغوش خرس‌های قهوه‌ای …

دوست دارم ننویسم ادامه »