نامه‌های مریض

Shadow 2 (2016) Acrylic painting by Dorota Politowska

کلمات می‌دوند و تو به دنبال آن‌ها. از هر سو جمعشان می‌کنی تا نوشته معقولی تحویل بدهی. دوست داشتم این نامه را برایت در حال دیگری می‌نوشتم. اصلا لعنت به نامه. دوست داشتم این حرف‌ها را مستقیم با نگاه درون دو چاه سیاه چشمانت می‌گفتم. گفت برایم بنویس. باور کن سخت است. وقت انتظار، نوشتن …

نامه‌های مریض ادامه »

قمقمه ریزر با قیمت فضایی به همراه سیل خریداران کذایی

مدت‌ها ذهنم درگیر محصولاتی در فروشگاه های اینترنتی بود که تگ‌های قیمتی عجیبی داشتند. شخصا به هیچ عنوان از یک قمقمه انتظار قیمت بالایی را ندارم. قمقمه با برند ریزر قیمتی حدود 8 میلیون تومان دارد. آیا با این قیمت این بطری خریداری هم دارد؟ با چک کردن اینترنت درمی‌یابیم که اولین قسمت سریال The …

قمقمه ریزر با قیمت فضایی به همراه سیل خریداران کذایی ادامه »

سرگردان در گرداب بی‌رحمی

هبوط

دوباره بعد از مدت‌ها دست به قلم می‌شود. می‌نویسد و پاک می‌کند. چهره‌‌ها ولی پاک نمی‌شوند. چهره‌ها به آرمان تبدیل می‌شوند. جوی خون را به یاد می‌آورد. بعد کمی خودش را جمع و جور می‌کند. بعد دوباره می‌نویسد. جمله‌ای قدیمی از ذهنش می‌گذرد. هرچه بیکارتر باشی زمان کمتری برای نوشتن داری و بعد دوباره می‌خواهد …

سرگردان در گرداب بی‌رحمی ادامه »

چالش نامه نگاری به اجسام بی جان

چالش نامه نویسی

این نوشته چالش نامه نگاری به اجسام بی جان است که در پیج اینستاگرام چالش نویس به آن پرداخته می‌شود. برای دنبال کردن چالش‌ها و تمرین‌های بیشتر به این پیج مراجعه کنید. سلام عزیزم. راستش تنها دلیلی که دارم برای تو نامه می‌نویسم این است که تو جلوی چشمم بودی. بهت بر نخورد ولی من …

چالش نامه نگاری به اجسام بی جان ادامه »

چرا بیکاری خوب نیست – تجربه نگاری هفتگی

عکس اصلی مقاله چرا بیکاری خوب نیست.

خب میخواهم در مورد بیکاری صحبت کنم. چرا که فکر می‌کنم بسیاری از ما به این موضوع درست نگاه نکرده‌ایم. موضوعی که ابدا خوب نیست. آیا فکر می‌کنید برای نوشتن باید بیکار باشید، یا فکر می‌کنید لازم است از کارهای روزانه کم کنید، یا از شغلتان استعفا بدهید، تا زمانی برای نوشتن صرف کنید. قصدم …

چرا بیکاری خوب نیست – تجربه نگاری هفتگی ادامه »

به مو رسید ولی پاره نشد

از آخرین باری که بصورت جدی به بحث نویسندگی و تولید محتوا نگاه می‌کردم یک سال می‌گذرد. آخ که چه زود دیر می‌شود. نوشتن من به مو رسید ولی پاره نشد. در این میان تنها یک چیز بود که مرا به مسیر متصل نگه داشت. برعکس، نوشتن‌های روزانه و کارهایی که هر روز باید انجام …

به مو رسید ولی پاره نشد ادامه »

کتاب عادت‌های خرد

فکر می‌کنم مطالعه کتاب عادت‌های خرد باید خیلی قبل‌تر اتفاق می‌افتاد ولی به امر میسر نشد. می‌دانیم که برای فهمیدن یک کتاب باید با دقت و حوصله کتاب را مطالعه کرد. نکته مهم‌تر اینکه برای پذیرش هر مطلبی باید از لحاظ روحی آمادگی پذیرش آن را داشته باشیم. گاهی به سراغ کتابی می‌رویم و آن …

کتاب عادت‌های خرد ادامه »

ملالوالملیک و داستانی دارک

مثال هر روز، چراغ را از نفت سیراب، بر صندلی جلوس کرده و عزم کتابت یک داستان دارک همانند تیره روزی‌های هر روزه خودمان کردم که سید اکبر دق الباب کرد و وارد شد. «چه شده سید؟ این وقت صبح؟» پاسخ دادند که «نامه آمده یا شیخ» «بده ببینم.» داد و گرفتم و رفت. نامه …

ملالوالملیک و داستانی دارک ادامه »

داستان سیما

صدای زنگ تلفن او را از میان افکارش بیرون کشید. «بله؟ سلام سیما. خوبی؟ آره می‌دونم. خیلی خوب. بازم تبریک می‌گم. خداحافظ» و بعد صدای بوق و سکوت؛ با خود فکر کرد که کاش روشی برای احیا این مریض «ایست قلبی» وجود داشت. باد افکارش را برد. برد و برد و برد بیمارستان، بخش اورژانس …

داستان سیما ادامه »

احساسات مبهم

صدای شکستن برگ‌های خشک زیر کفش‌های کتانی‌اش با صدای بادی که از لای شاخه‌ها جریان می‌یافت سمفونی غریبی را اجرا می‌کردند. اما در پشت سر صدای همهمه و خنده سکوت فضا را می‌شکست. کفش‌هایش که سطح آسفالت را لمس کردند. به سمت چپ پیچید دست‌هایش را درون جیب‌هایش گذاشت. یقه کتش را بالا داد و …

احساسات مبهم ادامه »