دیستوپیای اورولی یا پساآخرالزمانی مک‌کارتی-طور؟

تصور کنید خشک‌سالی رخ داده است. همه چیز خشک شده و آب در دسترس نیست. البته که هست ولی در اختیار عده‌ای خاص؛ عده‌ای محدود. آب را نگه داشته‌اند. کسی که آب در اختیار داشته باشد صاحب همه است. برق برای مردم عادی نیست اگر میخواهی برق داشته باشی باید هرچه ما می‌گوییم انجام دهی. …

دیستوپیای اورولی یا پساآخرالزمانی مک‌کارتی-طور؟ ادامه »

آخرالزمان در این زمان

وقتی کتاب‌ها و داستان‌های پسا-آخرالزمانی یا آخرالزمانی را میخوانم همیشه به این فکر می‌کنم که اگر این اتفاق در دوره ما اتفاق می‌افتاد چه می‌شد؟ ما چه عکس‌العملی داشتیم؟ اگر همین الان مردم بیمار می‌شدند. دسته دسته به زامبی تبدیل می‌شدند و در صدد خوردن انسان‌های سالم بر می‌آمدند چه می‌شد؟ دریغا که همین اتفاق …

آخرالزمان در این زمان ادامه »

تمرین روایت‌گری و پادکست‌های کانال

امروز در کلاس تولید محتوای شاهین کلانتری به تمرین جالبی برخورد کردیم. انجام این تمرین به این صورت هست که یک گروه دو نفره تشکیل می‌دهیم و به نوبت خاطره تعریف می‌کنیم. ابتدا یک نفر یک خاطره تعریف می‌کند. سپس نفر دوم بر اساس خاطره‌ای که تعریف شده، یک خاطره از خودش تعریف می‌کند. به …

تمرین روایت‌گری و پادکست‌های کانال ادامه »

داستان روزانه من

میخواهم داستان این روزهایم را بگویم. روزهایی که با زنگ ساعت از خواب بیدار می‌شوم و ساعت‌ها به خواندن و نوشتن می‌گذرد. میخواهم چیزی را با چشم ببینید که من با چشم می‌بینم. میخواهم همان پشتکار را ببینید. از خواب که بیدار می‌شوم سه صفحه می‌نویسم. فقط برای اینکه نوشته باشم. برای اینکه فکر میکنم …

داستان روزانه من ادامه »

پشتکار، پازلی که باید حل شود

من پشتکار را به معنای سخت‌کوشی و تسلیم شدن نمی‌دانم. به خاطر دارم که در دوران دانشگاه به سراغ رشته برنامه نویسی رفتم و به محض رویارویی با سختی‌های کار آن را کنار گذاشتم. این مساله در مورد رشته‌های طراحی وب، سئو، برنامه نویسی وب،‌ برنامه نویسی موبایل،‌ شبکه، امنیت و شبکه‌های بیسیم تکرار شد. …

پشتکار، پازلی که باید حل شود ادامه »

چگونه با نویسندگی پولدار شویم

هیچ‌کس از پولدار شدن بدش نمی‌آید. بسیاری سؤالشان این است که چگونه با نویسندگی پولدار شویم. یکی از دوستان هنرمند و نویسنده‌ام به ناگهان تصمیم گرفت که نوشتن را ترک کند و در بازار مشغول به کار شود. مدتی بعد هنگامی که او را دیدم از او پرسیدم که چه عاملی باعث شد که ناگهان …

چگونه با نویسندگی پولدار شویم ادامه »

آیا پروفسور شمساکوف را می‌شناسید؟

دکتر شمساکوف

شما پروفسور شمساکوف را می‌شناسید؟ دیروز با سؤالی جالب از طرف یکی از دوستان روبرو شدم. در مورد اینکه اگر رنگ‌ها نبودند چه اتفاقی می‌افتاد. این سؤال بسیار نظرم را جلب کرد و به فکر فرو برد. تصمیم گرفتم برای این سؤال جواب درستی پیدا کنم. پس به سراغ اینترنت و کتاب‌های قدیمی رفتم. به …

آیا پروفسور شمساکوف را می‌شناسید؟ ادامه »

گاهی نمیدانیم چرا

گاهی نمیدانیم چرا. نمیدانیم برای چه. اصلاً یعنی چه؟ آن را هم نمیدانیم. حتی نمیدانیم چرا، چرا؟ شاید از این همه سؤال سر در گم شده‌اید و فکر میکنید دیوانه شده‌ام البته که خودم هم نمیدانم چرا این احساس را دارم و چرا دارم اینطور عکس‌العمل نشان می‌دهم. حس میکنم کارهای زیادی باید انجام دهم …

گاهی نمیدانیم چرا ادامه »

افسوس بی‌پایان

درب را پشت سرش بست. نگاهی به اطراف انداخت. منشی در حال صحبت کردن با یکی از مراجعین بود. زنی روبرویش ایستاده بود دختر کوچکی را در آغوش داشت که همانند مادرش موهایش فری بود و با چشم‌های گرد و کوچکش به فریدون خیره مانده بود. زن چیزی می‌گفت و فریدون نمی شنید. صدایی رودی …

افسوس بی‌پایان ادامه »

گاهی نمی‌دانیم باید از کدام راه برویم!

چگونه می‌توانیم راه درست را تشخیص دهیم. اصلاً از کجا می‌فهمیم باید از کدام راه برویم. آلیس به یک دوراهی رسیدو یک گربه را روی درخت دید.به گربه گفت:«از کدام مسیر باید بروم؟»گربه پرسید:«به کجا می خواهی بروی؟»آلیس پاسخ داد:«نمی‌دانم.»گربه گفت:«پس مهم نیست که از کدام راه بروی !» کتاب آلیس در سرزمین عجایب – …

گاهی نمی‌دانیم باید از کدام راه برویم! ادامه »