تمرین آنافورا

اگر شب بودم ماهم چراغی می‌شد برای بی چراغان چراغ اگر شب بودم شب یلدا می‌شدم برای عاشقان اگر شب بودم چراغی می‌شدم برای فقرا اگر شب بودم آرامشی می‌شدم […]

اکبر

صدای تیک تاک ساعت دیواری در گوشش طنین انداز است. چشم‌های خود را بسته. باد یخی به صورت و گردنش می‌خورد. لحظه را فراموش کرده دستان خود را به کمر […]

بغض

روی صندلی چوبی نشسته‌ام. صندلی جیر جیر می‌کند و کمی لق میزند. به محل قرار همیشگیمان آمده‌ام. همان‌جایی که اولین بار زندگی را یافتم. همان‌جایی که شادی حقیقی را تجربه […]

گزارشی از پشت بام

معتقدم انسان ذاتا موجودی تنبل و تن‌پرور است. گواه آن رفتار انسا‌ن‌ها در طول تاریخ و تلاش او برای از زیر کار در رفتن مسائل مختلف است که یا اسم […]

تمرین نوشتن با موسیقی : باخ

هرچه می‌دوید گویی طول خیابان زیادتر می‌شد. خیابان‌ها و مغازه‌ها تمامی نداشتند. میان همهمه مردم در جشن سال نو و صدای خنده بچه‌ها در خیابان میگشت و همانند گم‌گشتگان به […]